عبد الجليل قزوينى رازى
185
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
رسول را بد گفته بودند » . امّا جواب آنست كه : بدان اى برادر كه در اين فصل كه ايراد كرده است برين وجه كه نوشته آمد طبع را ملالتى پديد آمد ، و جان را از آن ثقلى ظاهر شد از كثرت دروغ و بهتان ، و اسامى جماعتى معتقدان و معتمدان با گروهى كه بفلسفه و زندقه منسوب بودهاند برابر كرده و در يك سلك كشيده ، و بيك بارگى از كسوت مسلمانى برهنه شده ، و دست به روى حق بازنهاده ، انكار صرف و جحود محض كرده از غايت بىامانتى و كمديانتى و مجبرى « 1 » ، و از معنى اين آيت دور افتاده كه بارى تعالى در مصحف مجيد خود بيان كرده است و گفته : وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ « 2 » و بحقيقت هركس كه بقيامت و حساب ايمان دارد چندين بهتان بر مسلمانان ننهد و يكى ازين « 3 » جمله آنست كه سيّد حميرى را - رضى اللّه عنه - در جمع گروهى متّهمان آورده است كه اشعار و قصائد او همه دلالت است بر ايمان و اعتقاد او ؛ و آن را نهايتى نيست امّا روايت كردهاند كه همان شب كه قالب خالى كرده بود بخوابش ديدند كه در قصور و درجات جنّات طواف مىكرد و اين بيتها مىخواند ؛ شعر « 4 » : زعم الزّاعمون أنّ عليّا * لا ينجّى وليّه من هنات كذبوا و الّذى تساق اليه * البدن من ردّ راكبا عرفات « 5 »
--> ( 1 ) - ع : « مجبرى » بضبط كلمه بميم مضمومه و جيم ساكنه و باء مكسوره و راء مهمله و ياء در آخر . ( 2 ) - آيهء 24 سورهء مباركهء و الصافات . ( 3 ) - م ح د : « از آن » . ( 4 ) - اين اشعار و اين قصه در امالى ابن الشيخ ( ص 240 جزء دوم چاپ نجف ) و كشف الغمه ( ص 124 چاپ اول ) و جلد يازدهم بحار ( ص 199 چاپ گمپانى ) و مجالس المؤمنين مجلس يازدهم در ترجمهء سيد حميرى و اعيان الشيعه ( ج 12 ص 206 ) و الغدير ( ج 2 ص 274 ) و ديوان سيد حميرى ( ص 140 - 141 ) و در غير اين كتب نيز كه ذكر آنها به طول مىانجامد مذكور است و طالب تفصيل خودش بموارد آن رجوع كند و اختلاف نسخ را در الفاظ اشعار در كتب مذكوره نقل نكرديم بلكه بنسخ همين كتاب اكتفا كرديم . ( 5 ) - كذا در همهء نسخ اين كتاب ، و چون در ساير كتب نيز اين بيت نيست همانطور كه بود ياد كرديم و تصحيح آن ميسر نگرديد .